کتاب راز همسران شاد، چگونه یک رابطه ماندگار و رضایت‌بخش داشته باشیم نوشتۀ هندریکس و هانت، است.

این کتاب به شما آموزش می‌دهد با چه راهبردهایی می‌توانید از مسیر سخت و دشوار کشمکش قدرت عبور کنید.

در جامعۀ امروز اتفاقات ناگوار فراوانی رخ می‌دهد و رواج آن در فرهنگ عامه دردسرهایی می آفریند.

اما به نظر می‌رسد، آنچه در جامعه شاهد آن هستید، بازتاب چیزی است که درون شماست؛

زیرا حالت‌ها و نشانه‌های سطح خرد، در سطح کلان عینیت می‌یابد.

بنابراین زمانی می‌توانید جامعه‌ای به دور از اتفاقات منفی داشته باشید که روابط در خانه و خانواده عاری از منفی‌گرایی‌ها باشد.

بخشی از کتاب :

ما روابط‌ صمیمی خویش را با عباراتی حاکی از عشق بدون قیدوشرط آغاز می‌کنیم .

در نامه‌ها، پیامک‌ها، تماس‌های تلفنی و عشق‌ورزی‌های بی‌حدوحصر، به یکدیگر اعلام تعهد و دلبستگی می‌کنیم.

و در پی آن، احساس شادی و رضایت بیشتری به خودمان و دنیا خواهیم داشت.

بااین‌حال، زمانی که عاشق می‌شویم، قادر نیستیم این حد از عشق رمانیتک را برای همیشه حفظ کنیم.

سرخوشی، شوریدگی و سر‌مستی عشق، بعد از مدت کوتاهی، کمرنگ و کم رنگ‌تر می‌شود.

کشمکش قدرت

برای مثال، ممکن است در دوران عشق رمانتیک نسترن و فرشاد، نسترن این طور فکر کند که فرشاد فقط کمی بیش‌ از اندازه مراعات این را می‌کند که هزینه‌های کمتری صرف شود، و فرشاد هم این‌طور فکر کند که نسترن فقط کمی خودرأی است؛

اما بعد از مدت کوتاهی، نسترن فرشاد را فردی می‌داند که همیشه خساست به خرج می‌دهد، و فرشاد هم نسترن را کسی می‌داند که همیشه می‌خواهد حرف‌هایش را به کرسی بنشاند.

ما به این مرحله که به‌طور طبیعی بعد از مرحلۀ عشق رمانتیک ظهور می‌کند، کشمکش قدرت می‌گوییم.

و دقیقاً همان‌طور که در فرهنگ جامعه همیشه تقصیرها از دیگران میدانیم، زوجین نیز وقتی به مرحلۀ کشمکش قدرت می‌رسند، همیشه همۀ تقصیرها را گردن طرف مقابل می‌اندازند.

«همش تقصیر توست!»

طرف مقابل نیز برای دفاع از خود می‌گوید: «اصلاً! کی گفته تقصیر منه؟»

و این‌طور می‌شود که هرکدام از ما تلاش می‌کنیم طرف مقابل را تغییر بدهیم، یا او را مجبور یا تهدید کنیم که «بیشتر شبیه ما» شود

10 پاسخ برای “راز همسران شاد

  • superadmin گفت:

    سلام ، مفید بود ، ممنونم

  • فرشته گفت:

    عالی بود

  • Zainab گفت:

    ممنون از کتاب خوبی که معرفی کردید بسیار عالی بود👌👌

  • یگانه گفت:

    سلام کتاب ناوی مطالب کاربردی و مورد استفاده بود.ممنون از حسن انتخابتون

  • فاطمه گفت:

    اگر حساسیت ها و نگاه منفی گرایانه خود را کنار نگذارید رابطه تان نابود خواهد شد. باید« آزارهای نامرئی »ناشی از تحقیر کردن،نفی کردن و تضعیف یکدیگر را کنار بگذاریم و دقت کنیم در واژه ها و جملاتی که به هم می گوییم.رفتارها و افکار منفی مان را دائما باز بینی کنیم.نگاه های معنادار،حرکات بدنی معنادار ،واژه های منفی،بلند کردن صدا، داد و فریاد و بحث و جدل…
    منفی گرایی هیچ وقت خواسته های ما را تامین نمی کند بلکه مسائل را پیچیده تر و بدتر می کند.منفی گرایی های ما غیر منطقی،آزاردهنده و مخرب هستند.
    منفی گرایی هر فکر،واژه ،جمله یا رفتاری است که به همسرتان این پیام را بدهد که:آخه این چه رفتاریست که تو داری؟این هم شد فکر و ایده که میدی؟اساسا این کار نوعی تحقیر کردن همسرتان است.منفی گرایی باعث میشود وقتی همسرمان رفتاری مغایر با میل و سلیقه ما انجام‌میدهد و ما ناراحت می شویم به خود اجازه دهیم او را تحقیر یا نصیحت کنیم.
    منفی گرایی در روابط عاشقانه درابتدا به صورت انکار و تکذیب خود را نشان میدهد:
    «باورم نمیشه اون کار رو کردی! اصلاً بهت نمیاد»، «اولین باره این حرف رو میزنی ها!»، «فکر نکنم منظورت این باشه!»، «تو اصلاً همچین آدمی نیستی!» به تدریج این حقیقت برای شما آشکار میشود که همسرتان فردی مجزا از شما، با خواسته ها و نیازهایی متفاوت با شماست، و این باعث میشود
    احساس خطر کنید و مضطرب شود. همسرتان کم کم از آن تصویر ذهنی شما دورتر میشود، به استفاده از تک تک سلاحهایی
    که در اختیار دارید روی می آوردید. زرادخانۀ تسلیحات شما پر است از اسلحهه هایی نظیر ایجاد شرم و خجالت، سرزنش، عیبجویی، برخورد تهاجمی، اجتناب، کناره گیری، قهر، و نهایتاً محکومیت یکطرفه. درابتدا، طرف مقابل را شرمسار میکنید: «فکر میکنی این کارت چه حسی بهم میده؟!»، «باید از رفتارت با دوستم خجالت بکشی».
    آیا «تمام اشکال منفی گرایی بد است؟» پاسخ
    صریح ما این است: «بله!». با وجود منفی گرایی (در هر قالب و شکل آن)، امکان ندارد هیچ رابطه ای ، رشد کند، تعمیق یابد، و به حیات خود ادامه دهد. کلمات منفی باعث آسیبهای هیجانی و عاطفی میشوند. ممکن است نام آن را طعنه، کنایه، شوخی، مزاح، یا هر واژه دیگری بگذارید (من فقط داشتم شوخی میکردم!)؛ اما همۀ این کلمات، آزاردهنده و آسیبزا هستند. اگر زمانی متوجه شدید که درحال استفاده از عباراتی همچون «شوخی سرت نمیشه؟»، «بابا من فقط داشتم شوخی میکردم»، یا «من فقط دارم انتقاد سازنده میکنم» هستید، این احتمال وجود دارد که درحال صدمه زدن به رابطهتان باشید. عیبجویی و خرده گیری ممکن است همیشه به صورت کلامی بیان نشود.
    شخصی که مورد نکوهش و عیب جویی قرار گرفته ممکن است:۱-از موقعیت خطرناک فاصله بگیرید
    ۲-بهت زده شود
    ۳-برخورد تند کند
    یک راه فاصله گرفتن از منفی گرایی:
    خود را متعهد کنیم از رفتار یا ویژگی طرف مقابلمان به روش های مختلف قدردانی کنیم.این روش ما را وادار می کند یکدیگر را دقیقتر زیرِنظر
    بگیریم تا خصوصیات و رفتارهایی را که از طرف مقابل دوست داریم بیابیم و در قالب واژه ها آن را بیان کنیم.ما با این قدردانی با اظهار عشق و محبت به شیوه ای جدید کم کم آن منفی گرایی ها را از بین می بریم.از مزایای پنهان این روش این هست که چیزهای پنهانی درباره یکدیگر متوجه میشویم.چیزهایی که قبلا به علت دلخوری و خشم و آزرده شدن از هم نادیده می گرفتیم.کم کم به این نتیجه می رسیم که اگر با رفتار ناامن و دلسرد کننده روبرو شدیم دوباره برای احساس یکانگی و برقراری ارتباط تلاش کنیم و منفی گرایی را به صفر برسانیم.حذف منفی گرایی قویترین تکنیک‌ برای تغییر رابطه است و زیر بنای عشق با دوام و پایدار است.
    .نکاتی برای به صفر رساندن افکار منفی:
    1. خودکاوی: به خاطر داشته باشید هدف از این چالش این نیست که احساساتمان را پشت
    افکار و رفتار منفی سرکوب کنیم؛ زیرا این کار فقط احساسات و هیجانات سرکوبشده را افزایش میدهد؛ بلکه باید آنها را بیرون بکشیم و ماهیت واقعی آنها را ببینیم. این احساسات
    منفی هر کدام به منزلۀ اعلام خطری است که میگوید جایی در رابطه نیاز به رسیدگی و اصلاح دارد. یکی از بهترین راهها برای آغاز فرایند حل مشکل در رابطه این است که سهم خودمان را در این فرایند جدی بگیریم. نمونهای از این خودکاویها بدین شکل است: «خب! من از رفتار همسرم شاکی ام.از دستش هم ناراحتم. درحال حاضر دارم چه کارهایی میکنم یا چه کارهایی نمیکنم که داره این حس و فکر منفی در همسرم رو تشدید میکنه؟ سهم
    من در افزایش تنش چقدره؟»
    2. از اهداف دستيافتنی و آسان شروع کنيد
    3. دلخوری يا انتقادتان را با کلمۀ «من» بيان کنيد نه کلمۀ «تو»: زمانی که در
    رابطهتان از موضوعی اذیت یا سرخورده میشوید، گرایش به انتقاد و رفتارهای منفی با بهکارگیری واژۀ «تو» ایجاد میشود (تو همیشه… ، تو هیچوقت… ، تو خیلی…. هستی، تو اصلاً…). برای دور شدن از عبارتها و واژههای ناامیدکننده و خطرناک که باعث بروز واکنش میشوند، به زوجها آموزش میدهیم که از واژۀ «من» استفاده کنند (من فکر میکنم… ، من احساس میکنم… ، من به هم ریختم… ، من خیلی عصبانیام). این کار علاوه بر اینکه به شما کمک میکند مسئولیت احساساتتان را برعهده بگیرید، به همسرتان کمک
    میکند بهجای قرار گرفتن در حالت دفاعی، انتقاد، صحبتهای شما را بشنود.
    ۴:راه های بازگشت به رابطه را یاد بگیرید.پیمان به صفر رساندن منفی گرایی یعنی اینکه قبول میکنید در یک دورۀ سی روزه از هرگونه «افکار منفی و واژههای منفی و تحقیرکننده»
    خودداری کنید. این به این معنی نیست که حق ندارید مشکلات و نیازهایتان را عنوان کنید بلکه به این معنی است که بدون رد و بدل کردن تعاملات منفی می توانید به روش سالمتری به مشکلاتتان رسیدگی کنید. هم آنچه میگویید مهم
    است و هم نحوۀ گفتن آن. این قانونی است که بهخاطر سپردن آن آسان است، اما ممکن است پیروی از آن درابتدا دشوار باشد. با گذشت زمان، به تمام رفتارهای خودتان که ناخودآگاه باعث ایجاد حس و فکر منفی در همسرتان میشده آگاه میشوید؛ مثل شوخی کردن و مسخره کردنی که به ناراحت شدن دیگران می انجامیده، بدگویی از افراد در جمع، داشتن افکار منفی و رفتار پرخاشگرانه با دیگران. خودِ این آگاهی میتواند انگیزهای برای
    تغییر باشد.
    5. رابطه تان را ارزيابی کنيد: به یاد داشته باشید که تعهد کرده اید رابطه تان را از هرگونه افکار
    و رفتار منفی ایمن نگه دارید؛ بنابراین توجه خود را به رابطه تان معطوف کنید. به جای ارزیابی همسرتان، رابطه و کیفیت آن را ارزیابی کنید. این نکته را نیز فراموش نکنید آنچه در تعریف منفیگرایی مهم است، ایجاد احساس منفی در همسرتان است؛ خواه عمداً این احساس را ایجاد
    کرده باشید و خواه سهواً.

  • Zainab گفت:

    برداشت من از کتاب این بود که ، روابط عاشقانه ی بین همسران به دلیل وجود تفاوت دیدگاهشان و سعی داشتن آنها به این که یکدیگر را تغییر دهند ، و استفاده از ابزاری مانند تحقیر ، سرزنش و … به سردی میگراید. در این کتاب برای داشتن رابطه ی سالم بین همسران و ایجاد رابطه ای امن ، از همسران خواسته شده که منفی گرایی خود را در روابطشان به صفر برسانند. تجربه ی زن و شوهری را نشان میداد که تلاش میکردند که از جملات منفی برای بیان احساسات منفی استفاده نکنند و هنگام بیان رنجششان از “من ” استفاده میکردند . سپس در مرحله ی بعد سکوت و فاصله ای بین آنها ایجاد شد که برای پر کردن این فاصله شروع به تعریف و قدر دانی از یکدیگر کردند و سرانجام متعهد شدند که منفی گرایی نسبت به یکدیگر نداشته باشند و روابطشان تبدیل به یک رابطه ی امن شد که خود باعث تحکیم رابطه است.

  • ea گفت:

    بسیار زیاد از خواندن این کتاب کوتاه اما فوق العاده مفید لذت بردم.
    خواندن این کتاب از این جهت برایم جالب بود که تلاشهای دو فرد را نشان میداد که با وجود نوشتن کتابهای فراروان در حوزه شناخت عشق و فروش فوق العاده آن و تحسین دیگران، خودشان از رابطه ای معیوب و سرد و پر از اشکال رنج میبردند.
    افرادی که به دیگران چگونه عاشق هم باشیم یاد می دادند اما خودشان تا پای طلاق و گسستگی رابطه عاطفی پیش رفتند.
    تلاش طولانی و همراه با چالش این دو فرد برای ترمیم رابطه شان و عبور از مشکلات و شکست های پی در پی، از بهترین نکات این کتاب بود.
    ما همیشه پر از عبارت «من خودم میدونم چیکار باید بکنم» هستیم . پر از « همه راها رو امتحان کردم فایده نداره»!
    اگر واقعا آدمی باشیم که از شکست خوردن و فرار کردن و ترک کردن روابط عاطفی ناراحت هستیم و هنوز فکر می کنیم اندکی در ته قلبمان همسرمان را دوست داریم . این کتاب میتواند برایمان معجزه کند!
    و دوباره پس از سالها سردی عاطفی و رفتارهای نادرست و دل شکستگی های فراوان ، …… دوباره عاشق شویم . عاشق همین کسی که فکر میکردیم راهی جز ترک او نداریم.
    شاید از بین هزار رابطه زناشویی، کمتر از ده درصد آنها مستلزم طلاق باشد.
    یکبار این کتاب را بخوانید و دوباره عاشق شوید

  • رقیه گفت:

    با سلام وخدا قوت به عزیزانی که در این سایت تلاش میکنند مطالب مفید و آموزنده قرار می‌دهند. ☘️🌺
    خلاصه برداشت ازکتاب راز همسران شاد برداشت کرده ام. پیدا کردن موانع در ارتباط های روزمره و تلاش برای اصلاح موانع.
    آنچه در جامعه شاهد آن هستیم، بازتاب چیزی است که درون ماست؛ زمانی میتوانیم
    جامعهای به دور از اتفاقات منفی داشته باشیم که روابط در خانه و خانواده عاری از منفیگراییها
    باشد وقتی عبارت »اگر حساسیتها و نگاه
    منفیگرایانۀ خود درقبالِ یکدیگر را کنار نگذارید، رابطهتان نابود خواهد شد
    و افکارمان را به آن جملۀ کتاب معطوف
    کردیم. جملهای که برای ما نقش یک تلنگر را بازی میکرد؛ زیرا میدانستیم که حقیقت دارد.
    هرچه بیشتر به آن اندیشیدیم، بیشتر دریافتیم که باید »آزارهای نامرئیِ« ناشی از تحقیر کردن، نفی
    کردن،و تضعیف یکدیگر را کنار بگذاریم. سپسشروع کردیم به دقت کردن درواژهها و جملاتی
    که به هم میگوییم. طرحی ریختیم تا رفتارهاو افکار منفیمان را دائماً بازبینی کنیم. درابتدا، تالش
    کردیم رفتارها و افکار منفی خود را متوقف کنیم؛ اما به این نتیجه رسیدیم که ظاهراً کار بسیار
    دشوارتر از چیزی است که فکر میکنیم. این رفتارها و افکار در جزءجزء زندگی و تعاملات ما
    ریشه دوانده بود. زمان زیادی از تعاملات مثبتمان نمیگذشت که باز شاهد بروز برخی رفتارها و
    افکار منفی درقبالِ هم شدیم: نگاههای معنادار، حرکات بدنی معنادار، واژههای منفی، بلند کردن
    صدا. در برخی مواقع نیز این تعامالت منفی به داد و فریاد و بحث و جدل منجر میشد. هرگاه
    به سمت منفیگرایی عقبگرد میکردیم، مشکلمان حادتر میشد. منفیگرایی هیچوقت
    خواستههایمان را تأمین نمیکرد؛ بلکه مسائل را بدتر و پیچیدهترمیکرد.
    وقتی عصبانیتمان فروکش میکرد، متوجه میشدیم که برای برقراری ارتباط مجدد و تجربۀ
    احساسات خوشایند، باید ساعتها یا حتی روزها کار اصالحی و جبرانی انجام دهیم.
    زمانی که عاشق میشویم، قادر نیستیم این حد از عشق رمانیتک را برای همیشه حفظ کنیم.
    سرخوشی، شوریدگی و سرمستی عشق، بعد از مدت کوتاهی، کمرنگ و کمرنگتر میشود. روز روشن بود که منفیگراییهای ما غیرمنطقی، آزاردهنده، و مخرب است. سپس دریافتیم که ما
    به منفیگرایی اعتیاد پیدا کردهایم. توافق کردیم که تنها راهحل این است که یکبار برای همیشه
    تمام ا شکال منفیگرایی را از بین ببریم. ما متعهد شدیم که منفیگرایی را به صفر برسانیم و اسم این
    1 کار را »چالش منفیگرایی صفر«
    گذاشتیم.
    منفیگرايی چيست؟
    بهتر استتت دربارۀ منفیگرایی بیشتتتر توضتتیح دهیم. منفیگرایی هر فکر، واژه، جمله، یا رفتاری
    ا ست که این پیام را به هم سرتان میدهد که »آخه این چه رفتاری ا ست که تو داری؟ این هم شد
    فکر و ایده که میدی؟« اساساً این کار نوعی تحقیر کردن هم سرتان است. با این کار، درحقیقت،
    هویت و شخ صیت م ستقل هم سرتان را ردمیکنید،و بهنوعی دو ست دارید وی مثل شما فکر یا
    رفتار کند. همین منفیگرایی ا ست که باعث می شود وقتی هم سرمان رفتاری مغایر با سلیقه و میل
    ما انجام میدهد و ما را ناراحت میکند، این حق را به خود بدهیم که او را تنبیه، تقبیح، تحقیر، یا
    نصیحت کنیم. معموالً همسران ما در چنین مواقعی همانگونهرفتار میکنند که با باورها و ساختار
    شخصیت خودشان مطابق است،ولی مشکل این جاست که این کارشان تصور ذهنی ما را از آنها
    بهخطرمیاندازد و شاید فکر کنیم دیگرقادر نیستند نیازهای ناگفتۀ ما را برآورده کنند.معموالً منفیگرایی در روابط عاشقانه درابتدا بهصورت انکار و تکذیب خود را نشان میدهد:
    »باورم نمیشه اون کار رو کردی! اصالً بهت نمیاد«، »اولین باره این حرف رومیزنی ها!«، »فکر نکنم
    منظورت این باشه!«، »تو اصالًهمچین آدمی نیستی!« بهتدریج این حقیقت برای شما آشکار میشود
    که همسرتان فردی مجزا از شما، با خواستهها و نیازهایی متفاوت با شماست، و این باعث میشود
    احساس خطر کنید و مضطرب شوید. بنابراین شاید انکارو تکذیب شما آخرین تالشها برای حفظ
    تصورات و توهمات ذهنی شما از همسرتان باشد.
    وقتی همسرتان کمکم از آن تصویرذهنی شما دورتر میشود، به استفاده از تکتک سالحهایی
    که در اختیار دارید روی میآورید. زرادخانۀ تسلیحات شما پر است از اسلحههایی نظیر ایجاد شرم
    و خجالت، سرزنش، عیبجویی، برخورد تهاجمی، اجتناب، کناره گیری، قهر، و نهایتاً محکومیت
    یکطرفه. درابتدا، طرف مقابل را شرمسار میکنید: »فکر میکنی این کارت چه حسی بهم میده؟!«،سپس او را سرزنش میکنید: »دیر اومدی و این من رو بهم ریخته؛ به همین دلیله که باهات
    حرف نزدم«، »اگه اینقدر عصبی نمیشدی، میتونستیم بهراحتی مشکلمون رو حل کنیم«. وقتی
    سرزنش میکنید، تمام بار ناامیدی و سرخوردگیتان را بر دوش همسرتان میگذارید؛ سپس شروع
    میکنید به خردهگیری و انتقاد تند و تیزاز ویژگیهای شخصیتی و رفتارهای غیرقابلقبول همسرتان:
    »تو خیلی بیاحساسی!«، »اصالً دیگه نمیشه به تو اعتماد کرد!«، آخرین سالح شما مطلقنگری است: »هیچوقت به حرف من گوش نمیدی«، »همیشه کارهای
    سخت رو به عهدۀ من میذاری«، »همینجوری هستی دیگه. مدلت کالً اینجوریه. کاریش نمیشه
    کرد«، »هربار که من یه پیشنهادی میدم، تو به هم میریزی«.
    در چنین اوضاعی، هیچ تعجبی ندارد که همسرتان احساس افسردگی کند، تا دیروقت در محل
    کار بماند، بیشتر با دوستانش به تفریح برود، تمایلی به نزدیکی و عشقبازی با شما نداشته باشد،
    بهتنهایی تا دیروقت بیدار بماند، یا تنهایی بخوابد؛ زیرا »فضای رابطه« برای او محل امنی نیست.
    ممکن است در چنین فضایی احساساتی نظیر طرد شدن، درک نشدن، تنهایی، فشار، ترس، و خشم
    را نیز تجربه کند. همۀاینها باعث میشود همسر شما از نظر عاطفی و هیجانی بهشدت آسیب ببیند.
    اگر بخواهیم خیلی سطحی به این تعاملها نگاه کنیم، در آنها تحقیر، بیحرمتی و اهانت وجود
    دارد. هیچکس و هیچ رابطهای نمیتواند در چنین فضای مسمومی سالم بماند. برای بهدست آوردن
    عشق و محبتی که خواهان آن هستیم، باید تمام ا شکال منفیگرایی را از بین ببریم.برای رسیدن به رابطۀ رؤیاییشان باید درقبالِ رفتارهای خود
    با یکدیگر، شیوۀ صحبت کردنشان، نگاه کردنشان و درمیان گذاشتن مشکالتشان مسئولیتپذیر
    باشند. در چنین وضعیتی،هیچ جایی برای سرزنش کردن و شرمسار کردن نیست.عیبجویی، خواه
    با لحن مهربانانه باشد و خواه با لحن بیرحمانه، از قضاوت نشأت میگیرد. فرد نکوهشگر بهطور
    ناخودآگاه باور دارد کهتنها نظر او صحیح است و جهانبینی او تنها نگرش صحیح ومنطقی موجود
    است؛ بنابراین، اگر همسرش با او تفاوت داشته باشد، حتماً مشکل از همسرش است؛ اوست که ذوق
    نداردوعقلش درست کارنمیکند ودرواقع دیوانه است! درنتیجه، طرف مقابل دیگر نباید شخص
    مستقلی باشد، بلکه باید ابزاری باشد که خواه ناخواه در چارچوب جهانبینی فرد نکوهشگر عمل
    کند.خلاصه برداشت از دیدگاه نظری بنده در مورد این کتاب بود. آن شاء دوستانی که موفق شدند این کتاب رو مطالعه کنن بتونن از نظر عملی به مدت یک ما حداقل آنچه رو که در زندگی‌شان تغییر کرده در این گفتمان به اشتراک بگذارند تا همه علاقه مندان استفاده کنن. سپاس گذارم. ♥️

  • نازیلا گفت:

    درود برشما و سپاس از کتاب مختصر اما مفیدی که معرفی کردید.
    با زبانی ساده و خودمانی آنچه را که برداشت کردم عرض میکنم ما در روابطمون دایما دنبال محل امن هستیم یعنی دلمون میخواد جایی باشیم که دیگران خود واقعی مون رو ببیند و البته درک کنند و متاسفانه خیلی پیش اومده که بخاطر برداشت های منفی از اون فاصله گرفتیم برای داشتن یک محیط امن در رابطه باید منفی گرایی را حذف کنیم. و البته که کار دشواری است ولی به قول معروف نابرده رنج گنج میسر نمیشود و آنکه طاووس خواهد جور هندوستان کشد پس عزم را جزم میکنیم که اگر ذره ای علاقه به زندگی زناشویی هست تلاش کنیم روابط را خالی از منفی گرایی های عمدی و سهوی کنیم. اینکه تصور کنیم حذف منفی گرایی یعنی حذف انچه که در رابط ما را ناراحت و آزرده کرده نادرسته. باید در عین حال که احساساتمون رو شفاف و صمیمی بیان میکنیم از افکار منفی فاصله بگیریم چند راهکار تو این کتاب ذکر شده مثلا اینکه یه بازه زمانی برای اصلاح رابطه در نظر بگیریم اینکار باعث میشه تمرکز و تعهد نسبت به تلاشمون داشته باشیم. در رابطه به نقشی که خودم ایفا میکنم هم متمرکز باشم نه فقط طرف مقابل یعنی رفتار خودم رو مورد ارزیابی قرار بدم پس از واژه من به جای تو برای درخواست هام استفاده کنم. فاصله های ایجاد شده در رابطه رو با تشکر و قدردانی حتی از کوچکترین رفتار خوشایند طرف مقابل پر کنیم. اینو بدونیم که اگه منفی گرایی از زندگی زناشویی حذف بشه خودبخود در روابط دیگه هم اثرشو میزاره. و در آخر برای جبران خسارتی که در رابطه بوجود اومده یعنی ترمیم رابطه از هیچ تلاش ولو کوچک دریغ نکنیم مثلا هدیه گرفتن نوازش کردن نگاهی عاشقانه قراری غیر منتظره وووو
    در آخر اینکه اگه درک کنیم واقعیت چیزی جدای ذهنیات ماست و در زندگی پذیرش داشته باشیم راحت تر میتونیم راه درست برقراری رابطه امن و سالم رو عملیاتی کنیم. به امید آن روز

  • فاطمه گفت:

    سلام. کتاب بسیار جذاب، منسجم و کاربردی بود. من یاد گرفتم که:
    همه آنچه همه ما نیاز داریم، عشق بدون قید و شرط است و آنچه که به عشق ما آسیب می زند، قضاوت است. قضاوت، منفی گرایی، سرزنش و تحقیر و …. می آورد، ذهن ما را پر از افکار منفی می کند، که حتی اگر بیان نشود، با رفتار و زبان بدن ما به طرف مقابل ضربه می زند. قضاوت ها باعث دوری و از بین رفتن صمیمیت و آرامش زندگی می شود و فضای سردی را بر زندگی حاکم شده و همسران را در رسیدن به نیازهایشان ناکام می کند.
    با حذف هر گونه منفی گرایی، سکوت و آرامشی حاکم می شود که بستر ظهور دوباره عشق را آماده می کند. دیدن مثبت ها و قدردانی و تشکر، عشق را دوباره زنده و بالنده می کند و زندگی مشترک را مثل جشنی باشکوه، دلچسب و خاطره انگیز نگه می دارد.
    ممنون به خاطر کتاب ارزشمندی که معرفی کردید⭐⭐