احساسات گمشده من

آخرین باری که در جواب غر و لندهای بی پایان همسرتون رفتین تو اتاق و در رو محکم کوبیدید به هم کی بوده؟

آخرین باری که در جواب سؤال ساده فرزندتون صداتون رو بالا بردید و گفتید :” چندبار میپرسی یه چیزو، نمی بینی خستم”، کی بوده؟

چندبار در روز از دست همکار بی نظم و از زیر کار دررو خودتون، خونتون به جوش اومده؟

تا حالا چقد پیش اومده که توی رانندگی از خودخواهی یه راننده پررو کلافه بشید و تا آخر روز حرص بخورید؟

چقد پیش اومده که از دست بچها و همسرتون برای رعایت نکردن تمیزی خونه و بهم نریختن وسایل عصبانی شده باشید و داد بزنید؟

چند ساله که عادت کردید به جای بروز خشم و ناراحتی تون اونو تو خودتون بریزید و مجبور باشید خودتون رو آروم نشون بدید؟

در این کارگاه با مبانی احساسات و نحوه شناخت ما از خودمان آشنا می شویم و می توانیم از زاویه درست تری به روابط اجتماعی مان نگاه کنیم.

برقراری ارتباط صحیح با اطرافیان، علاوه بر تجربه های شخصی به دانش و مهارتی نیاز دارد که در سبکهای ارتباطی سرفصل مستقل و مبسوطی است.

درهم تنیدگی احساسات در طول زندگی،و بر اثر عوامل فرهنگی، اجتماعی و تربیت های خانوادگی، بطور ناخودآگاه در ما ایجاد میشود و مشغله های روزانه فرصت بررسی و حل این تعارضات احساسی را از ما می گیرد.

شناخت احساسات سرکوب شده و متعارض، تنها راه برون رفت از بیقراری های بی پایان زندگی های ماست که جز در بستر آموزش و تعامل های صمیمانه حل نخواهدشد.