هنرگوش دادن
وقتی شنیدن، به زبان زندگی ما ترجمه میشود
چرا در خانوادههای ما اینهمه حرف زده میشود، اما اینهمه احساس شنیده نشدن وجود دارد؟
چرا در روابط زوجی، والد–فرزندی و حتی درمان، سوءتفاهم از دل «گفتوگو» بیرون میآید؟
و چرا بسیاری از ما فکر میکنیم گوش میدهیم، اما دیگری همچنان احساس تنهایی میکند؟
کتاب «هنر گوش دادن» اثر مایکل پی. نیکولز، با ترجمه و بومیسازی دقیق روحالله میرزاآقاسی، صرفاً یک کتاب ترجمهشده نیست؛ بلکه متنی است که انگار برای روابط ما نوشته شده است. مترجم، مفاهیم گوش دادن، همدلی و شنیدن عمیق را از دل فرهنگ غربی بیرون میکشد و آنها را در بستر خانواده ایرانی، رابطههای صمیمی، درمان و تربیت مینشاند.
در این نسخه، گوش دادن فقط یک مهارت ارتباطی نیست؛
بلکه پاسخی است به یک زخم فرهنگی:
زخمِ «حرف بزن، اما شنیده نشو».
نویسنده نشان میدهد که چرا ما گوش نمیدهیم؛
نه چون بیاحساسیم، بلکه چون شنیدن دیگری در فرهنگ ما اغلب با تهدید اقتدار، نقش، والد بودن، یا دانا بودن گره خورده است. مترجم با مثالها و انتخاب واژگان آشنا، این تعارض را بهخوبی ملموس میکند؛ طوری که خواننده بارها با خود میگوید:
«این دقیقاً همان چیزی است که در زندگی من اتفاق میافتد.»
یکی از ایدههای تکاندهنده کتاب این است که:
بسیاری از ما گوش نمیدهیم تا بفهمیم،
گوش میدهیم تا پاسخ بدهیم، اصلاح کنیم، یا کنترل را حفظ کنیم.
در بومیسازی متن، این نکته بهویژه در روابط والد–فرزند، زوجها و حتی درمانگران برجسته میشود؛ جایی که نیت خیر (نصیحت، راهنمایی، دانستن بهتر) ناخواسته به قطع رابطه عاطفی منجر میشود.
کتاب به شکلی عمیق نشان میدهد که شنیده شدن، یک نیاز روانی بنیادین است. وقتی انسان شنیده میشود، آرام میشود، دفاعش پایین میآید و امکان فکر کردن پیدا میکند. اما وقتی شنیده نمیشود، حتی سادهترین گفتوگو میتواند به خشم، کنارهگیری یا سکوت سمی ختم شود.
در این ترجمه، مفهوم گوش دادن عمیق با زبان تجربههای آشنا گره خورده است:
گفتوگوهای زوجی که به بنبست میرسند
فرزندانی که «حرف نمیزنند»
مراجعانی که بعد از جلسه درمان، سبکتر نمیشوند
و خواننده با پرسشهایی مواجه میشود که نمیتوان بهسادگی از آنها عبور کرد:
آیا من واقعاً به دیگری گوش میدهم یا فقط نقش والد/همسر/درمانگر دانا را بازی میکنم؟
کجاها شنیدن، برای من به معنای از دست دادن کنترل بوده است؟
چرا بعضی آدمها بعد از صحبت با من آرام نمیشوند؟
یکی از ارزشمندترین نقاط این کتاب، آنجاست که نشان میدهد گوش دادن واقعی نیازمند تحمل سکوت، تفاوت و ندانستن است؛ امری که در فرهنگهای اقتدارمحور، کاری دشوار اما رهاییبخش است.
مترجم با دقت، این پیام را منتقل میکند که گوش دادن، نه ضعف است و نه انفعال؛
بلکه شجاعتی روانی است: شجاعت کنار گذاشتن خودمحوری برای لحظهای کوتاه.
در پایان، کتاب خواننده را با پرسشهایی رها میکند که پاسخ آنها فقط در خواندن عمیقتر کتاب به دست میآید:
چه کسی در زندگی من سالهاست دیده و شنیده نشده است؟
اگر واقعاً گوش دادن را تمرین کنم، کدام رابطهام دگرگون میشود؟
آیا آمادهام بدون نصیحت، بدون دفاع و بدون قضاوت، با دیگری بمانم؟
«هنر گوش دادن» در این ترجمه، فقط یک کتاب نیست؛
تمرینی است برای تغییر شیوهی بودن ما در رابطه.
و اگر بخواهیم بدانیم چرا بعضی رابطهها شفا میدهند و بعضی فرسوده میکنند،
پاسخ در همین کتاب است — نه در این خلاصه.سؤالاتی برای درک عمیقتر و تشویق به خرید کتاب «هنر گوش دادن»
چرا با وجود نیتهای خوب، بسیاری از گفتوگوهای من به سوءتفاهم یا فاصله عاطفی ختم میشوند؟
آیا من واقعاً گوش میدهم، یا فقط منتظر فرصتی هستم تا پاسخ بدهم؟
چه ترس پنهانی باعث میشود هنگام شنیدن دیگری، سریع وارد نصیحت یا دفاع شوم؟
چرا بعضی افراد بعد از صحبت با من آرامتر نمیشوند، بلکه خسته یا دلخور میشوند؟
در کدام روابط زندگیام «دانستن» را جایگزین «شنیدن» کردهام؟
چه تفاوتی بین گوش دادنِ ظاهری و گوش دادنِ عمیق وجود دارد و من معمولاً کدام را انجام میدهم؟
چرا شنیدن احساسات دیگران، گاهی برای من تهدیدکننده یا آزاردهنده است؟
آیا سکوت در گفتوگو برای من فرصتی برای فهم است یا نشانه ضعف و ناتوانی؟
چگونه الگوهای گوش دادن من در خانوادهی اولیهام شکل گرفتهاند؟
آیا نشنیدن دیگری، راهی پنهان برای حفظ قدرت یا کنترل در رابطه است؟
چرا بعضی تعارضها با توضیح و منطق حل نمیشوند، اما با شنیده شدن فروکش میکنند؟
اگر واقعاً گوش دادن را یاد بگیرم، کدام رابطهی من بیشترین تغییر را خواهد کرد؟
چه تفاوتی میان همدلی واقعی و همدلی نمایشی وجود دارد؟
آیا ممکن است بسیاری از مشکلات ارتباطی من، نه به خاطر «چه گفتن»، بلکه به خاطر «چگونه گوش دادن» باشد؟
چرا گوش دادن عمیق، برای درمانگران، والدین و زوجها حیاتی اما دشوار است؟
چه چیزی در من مانع میشود که بدون قضاوت، با تجربهی دیگری بمانم؟
آیا شنیده شدن میتواند التیامبخشتر از هر راهحل یا توصیهای باشد؟
اگر گوش دادن را بهعنوان یک موضع روانی بپذیرم، نه یک تکنیک، چه تغییری در من ایجاد میشود؟
چه کسی در زندگی من سالهاست صحبت کرده اما واقعاً شنیده نشده است؟
آیا آمادهام با خواندن این کتاب، شیوهی بودنم در رابطه را به چالش بکشم؟
چرا این سؤالات به تنهایی کافی نیستند؟
چون کتاب «هنر گوش دادن» فقط پاسخ نمیدهد،
بلکه طرز نگاه، واکنش و حضور شما در رابطه را تغییر میدهد.
اگر هنگام خواندن این پرسشها مکث کردید،
اگر بعضی سؤالها ناراحتکننده یا آشنا بودند،
این دقیقاً همان جایی است که خواندن کتاب آغاز میشود.





نقد و بررسیها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.